دیوار نوشت :
آینه !! یک تَرک این قدر هیاهو دارد ؟
ما که صد بار شکستیم و نفهمید کسی
زندگی در غم و غم در دل و دل در سینه
قفسی در قفسی در قفسی در قفسی ... !
پی نوشت : بعد از سالها ... سلام !
دیوار نوشت :
آینه !! یک تَرک این قدر هیاهو دارد ؟
ما که صد بار شکستیم و نفهمید کسی
زندگی در غم و غم در دل و دل در سینه
قفسی در قفسی در قفسی در قفسی ... !
پی نوشت : بعد از سالها ... سلام !
دیوار نوشت :
دلخسته از زمین و زمان شاید...
تنهاتر از تمامِ جهان شاید...
دیوار نوشت ؛
هرشب من و خیال تو بیداریم
هرشب که بی تو میگذرد یلداست ...
*یلداتون مبارک دوستان
دیوار نوشت ؛
رد می شوی از روی دل اما نمی فهمی
پا خوردگی یک امتیازِ عالیِ قالی ست ...!
دیوار نوشت ؛
شانه هایت ساعتی چند ؟ بگو ، می خرمش !
گاه خرجِ گریه هایم سخت بالا می رود ...
دیوار نوشت ؛
دوستت دارم و نمی گویم
تا غرورم کشد به بیماری
زانکه می دانم این حقیقت را
که دگر دوستم نمی داری ...
دیوار نوشت ؛
به هر فصلی غمی ، هر صفحه ایی انبوهِ اندوهی
وطن جان ! خسته ام ، پایانِ خوبِ داستانت کو ...؟!
* هفته دفاع مقدس ، حمله ی تروریستی به رژه ارتش دراهواز ...
دیوار نوشت :
شبانه گریه کنی تا دوباره صبح شود
که صبح گریه کنی تا دوباره شب برسد
که هی سه نقطه بچینی ...اگر...ولی...شاید...
کسی نمی آید... نه ! کسی نمی آید ....!
دیوار نوشت ؛
در چشم همه روی لبم خنده نشاندم
در حالِ فروخوردنِ بغضی سرطانی
آیا شده از شدت دلتنگی و غصه
هی بغض کنی ، گریه کنی ، شعر بخوانی ؟
دیوار نوشت ؛
می خواستی دل بکنی از هرآنچه بود
می خواستم فرار کنم با فرارِ باد
آشفته می رسم به جهانِ زنی که باز
موهاش را گذاشته در اختیار باد ...